انتخاب رشته دانشگاه

راهی که همه رفتنه که جواب میده وگرنه بقیه تجربه‌ها بدرد نمی‌خورن


بدون شک کنکور و سناریو انتخاب رشته یکی از ترسناک‌ترین انتخاب‌ها خواهد بود اگر خانواده‌ات اصرار داشته باشن همون راهی رو بری که اطرافت آدم‌ها از گذروندنش راضی بودن و موقعیت شغلی قابل قبولی داشتن.

اتفاقی که من تجربه کردم دقیقاً همین بود البته بماند که دور از چشم همه رشته‌ای که دوسش داشتم یعنی مهندسی فناوری اطلاعات رو انتخاب کردم و به خود هجده سالم ثابت کردم که آدم باید برای خواسته‌هاش بجنگه حتی اگه هنوزم که هنوزه با این که موقعیت شغلی قابل قبولی داری خانواده‌ات مدام بهت یادآوری کنن اگر فلان راه رو رفته بودی خیلی شرایطتت بهتر بود.

در کل میخوام بگم راضی نگه‌داشتن آدم‌ها توی هر شرایط و مراحلی از زندگی سخته و البته اشتباهه، چه خانواده باشه چه دوست و رفیق، چه کارفرما

من توی اون سن یه انتخاب کردم ولی نه از سر شجاعت به خاطر این که ته دلم به خودم میگفت این نشد یه رشته دیگه یه تجربه تازه تر

اون موقع مدام به خودم میگفتم شاید من از اون آدم‌ها نباشم که مسیرشون تو زندگی مستقیمه، راه من پر از پیچ و خم و باید خودمو برای تغییر آماده کنم

با گذشت زمان متوجه شدم این انتخاب یکی از درست‌ترین‌ها بوده توی زندگیم و باعث شده که بخوام تا به امروزادامه‌اش بدم.

بعدها توی دانشگاه هم این اتفاق تکرار شد و تجربه‌های جالبی سر راهم قرار گرفت که توی مطلب‌های بعدی حتماً ازشون حرف خواهم زد.

 


یک دیدگاه بگذارید